در این باب کمی جزیی تر درباره حقوق معنوی به طور اعم و حقوق مولف و مصنف به طور اخص به عنوان یکی از زیر شاخه های این حقوق بیندیشیم و ببینیم آیا این فرهنگ که احترام به حقوق معنوی و ابتدایی دیگران که با فرض مطلب پیشین در خانواده نهادینه شده می تواند در جامعه تخریب گردد یا خیر؟
فرد ( الف) از خانواده ای آمده است که به دلیل تفکرات صحیح والدین از ابتدا آموخته که باید حقوق تمامی افراد جامعه را اعم از مادی و معنوی پاس دارد و به آن احترام گذارد و در وهله نخست نیز آموخته که باید از دیگران نیز چنین بخواهد که به حقوقش به طور تمام و کمال احترام بگذارند.
حال او وارد جامعه ای می شود که فرد ( ب) نیز در آن حضور دارد .
فرد ب: فردی است که از ابتدا در خانواده آموخته که چنانچه به خواسته های خود نرسد( به جا یا نابجا) باید به روشهای نابهنجار متوسل شود و حقوق دیگران نیز چندان محترم نیست.
حال فرد ( الف) و ( ب) با هم در یک جامعه ( ج) حضور دارند که می تواند دارای فرهنگی غالب چون ( الف ) باشد که به حقوق اولیه تمامی افراد خویش احترام می گذارند( به عنوان یک شخص حقوقی ) و یا چونان ( ب) باشد که هرج و مرج و توسل به روشهای ناصحیح را برای مطالبه حق باز می گذارد و به عبارتی این روش کوتاه ترین مسیر ممکن برای رسیدن به خواسته های افرادی چون (ب ) است.
در این برخوردها معادلاتی پدیدار می شود که در مقال دیگری بدان خواهیم پرداخت.